یادگاری را عنوان «پست» هایی انتخاب کرده ام که از خودم نیستند، نظرات مخاطبان وبلاگ و نوشته هایم هستند که در جایی دیگر به دستم می رسند و البته که دنیایی برایم ارزشمند هستند. امروز بر حسب اتفاق یکی از خوانندگان همیشگی روزنامه تحلیل روز - روزنامه ای که در شیراز دبیر تحریریه اش بودم و البته لغو امتیاز شد به جرم اصلاح طلبی!- بعد از سال ها ایمیلی برایم فرستاده که یادگاری دیگری است برایم. ثبت می شود در اینجا تا بیشتر بماند:
سلام؛ «برای
او» ی شما دیریست برای من نیزبود، هرچند نبودیدم که نبودمتان، حال که هستمتان، زنده
شدید در زندگی ام باز.
شما
صعود کردید، امید که صعودی بهین، و اینجا نشانه میگیرند تابلوهای خونین تحلیل
روز شما را در ذهن من.
بعد از
این همه، با صراحت قلب، لرزش دل و لبخندی لب: من شکستم یگانگی ام را جمع، پیش از
آنکه او مرا و فردایم را، و امروز استدعا دارم که بمانید تا همیشه با کتاب نا
نوشته تان، که هر چند کوتاهم، اما عریضم و میدانم کسانی که خوب خوانده اند، خوب دیدهاند،
خوب مینویسند و شما از آن جمله اید.
من در
خواندنتان حریصم جناب، توجهم جلبتان و بینم ریز و عمیقتان.
ح.ح
|
+| نوشته شده توسط
هاشم حکمه در شنبه هشتم بهمن 1390
|